نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای عرفات خلوت این روزا تو اون بیابون تو کجا نشستی گریه کن غریب حج هر سال تویی که احرامتو تنها بستی اینکه صدات میکنه یک غریبهست که خورده راهش به غریبه زهراست تو کربلای روضهها نشسته دلش ولی با شما توی صحراست اگه نبخشیدند منو شب قدر این عرفه فرصت بخشیدنه پیش تو که بدجوری رو سیاهم اما بازم دلم به تو روشنه بهشت بی تو بدتر از جهنم خرابه هم با تو برام بهشته میگن که غیرت داری رو نوکرات منو نبخشن برای تو زشته جا مونده از کربوبلا و حجَم روضه ولی خونهی مادریمه به برکت نون حلال بابا احرام من لباس نوکریمه دلم رو خونهی خدا میکنم یعنی دلم رو کربلا میکنم دلم که واسهی حسین تنگ میشه برای مادرم دعا میکنم به قطره قطره اشک دلتنگیات به ظهر گریون وقوفت سلام به روضههایی که داری میخونی فقطعوه بسیوفت سلام صدای نالهی یه آقا میاد که داره با گریه دعا میکنه اهل و عیالش هم آورده داره راهی دشت کربلا میکنه یه جوون خوش قد و بالا داره که عاشقونه ارباً اربا میشه یه نوجوون داره به اسم قاسم یه ساحت خوشقد و بالا داره دست برادرش که تکیهگاهه دشمنا توی این سفر میبرند با تیری که چشم اباالفضل رو زد حاجی شش ماهه رو سر میبرند آخر شب خودش میره به گودال خواهرش هم با غصه میره از حال غروب میشه شمر و سنان خوشحالن که شده حق زینبت پایمال سلام من به خس خس گلو و به پلک چشمایی که نیمه بازه سلام من به سینهای که شکست به زیر ضربههای نعل تازه
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد