
ای زینّت تسبیح و دعا زمزمههایت در حیرتم آخر بنویسم چه برایت؟! اعجاز کلام تو مزامیر صحیفه است جوشیده زبور از دل قرآن به دعایت (زین العابدین) در پردهی عشاق تو یک گوشهنشسته است صد حنجره داوود در آغوش صدایت از بس که مَلک دوروبرت پَرزده گشته است پیراهن افلاک پُر از عطر عبایت (زین العابدین) تنها نَه فقط آینه در وصف تو حیران باشد حجرالاسود الکن به ثنایت من کمتر از آنم که به پای تو بیفتم عالم شده سجاده افتاده به پایت (زین العابدین)