نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای داده در ماه جمادی فیض از دست برخیز که از جام رجب گردیم سرمست ماه دعا، ماه نیایش، ماه توحید هر شام آن شام دعا، هر صبح آن عید برخیز کز نهر رجب آبی بنوشیم از دست ساقی بادهی نابی بنوشیم برخیز تا عمری بوَد باقی کجایی جام طهورا میدهد ساقی کجایی برخیز بر زلف عبادت شانهای زن پر در نثار عشق، چون پروانهای زن دل بزم توحید آمده، برخیز، برخیز عید آمده، عید آمده، برخیز، برخیز آغاز ما هست و زمین دریای انجم تابیده از برج ولا خورشید پنجم میلاد فرزند امام ساجدین است در جلوه روی ماه زین العابدین است بنت الحسن ای عالمی را کرده گلشن اینک محمد زادهای چشم تو روشن این چهار خورشید ولا را نور عین است نجل علی، مهر حسن، ماه حسین است نسل امامان همام از باب و نام است آری امام ابن امام ابن امام است این یوسف دو فاطمه در انتصاب است این یادگار احمد ختمی مأب است این میفروزد نور را در محفل جان این میشکافد علم را با تیغ بران این است خورشید فروزان هدایت این میوهها میچیند از نخل ولایت ذکر خدا باشد همانا، ذکر خیرش وصف از عزیز او کنم، یا از عزیرش این ماه را نبود به زیبایی قرینه دور سر او گشته خورشید مدینه صلی علی محمد امام باقر آمد... **** امروز که عرشیان برانگیختند بر عرش بلور نور آویختند در مکتب باقر العلوم از فردوس یک باغ گل محمدی ریختند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد