نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

ای خواهر امام رئوف یک رو بزن به سلطان برام تو کاملالزیارات دیدم قال جواد علیه السلام مَن زارَم، کتیب قُرب فَلَهُ الجَنَّة، فَلَهُ الجَنَّة، فَلَهُ الجَنَّة (جنت یعنی کربُبلا که همه رفتن ولی باز مثل هر دفعه من نه)۲ عمه جان معصومه من دلم تنگ شده برای باب القبله از چشام معلومه، باز شدم سر گردون روزگارم بهم ریخته منو بازم، به کربلا برگردون عمه جان معصومه سیدتی مولاتی معصومه... **** ای خواهر امام رئوف قم اومدی ولی با وقار هیچکس نذاشت روی چادرت اینجا بشینه گرد و غبار یک ذره از مرام قم کاشکی بود توی مردم پست و بی حیای شام اُف بر شهری که زینبو تو قفل و زنجیر میکشیدند با لگد و دشنام روزگارِ زینب توی مستی یزید با خنده میگفت تسبیح کس و کارِ زینب، دستِ تنها زینب بیا عباس ببین که مونده بین رزم بی حیاها زینب، دستِ تنها زینب وای، وای، زینب... **** ای خواهر امام رئوف، قال رضا بابن شهید گریه فقط برا قتلگاه، فابکللحسینِ غریب و الشمر و جالس علی یه تنه مجروح، به تن پر خون، یه تن پامال وقتی قاتل سرو برید روبه رو زینب دست و پا میزد زخمیه گودال خون زده فواره چی ته نعل اسبا چسبیده که صحرا بوی ارباب داره پیرهنا دزدیدن وقتی زینب با صورت روی خاکها افتاد، همگی خندیدند وای، وای، زینب...
هنوز نظری ثبت نشده