نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای جان اباعبدالله میخونی زیر دستوپاها قرآن؛ اباعبدالله مونده بهسمت خیمه، چشمات گریان؛ اباعبدالله ای جان اباعبدالله ای جان اباعبدالله افتادی زیر دستوپاها، بیجان؛ اباعبدالله جسمت میفته زیر سمّ اسبان؛ اباعبدالله ای جان اباعبدالله ای جان اباعبدالله موندی سهروز میون صحرا، عریان؛ اباعبدالله افتاده بودی روی ریگ سوزان؛ اباعبدالله ای جان اباعبدالله مصلوب اباعبدالله کشتن تو رو، دل زینب شد آشوب؛ اباعبدالله بردن سرتو بعد از گودال، روو چوب؛ اباعبدالله مصلوب اباعبدالله محزون اباعبدالله شد پیکر شریفت نیزهبارون؛ اباعبدالله رف زینبت بهسمت کوفه، دلخون؛ اباعبدالله محزون اباعبدالله حیران اباعبدالله بردن حرم رو سمت بازار، گریان؛ اباعبدالله توو بزم شامیا، دخترهات نالان؛ اباعبدالله حیران اباعبدالله مکروب اباعبدالله میزد روی لب و دندونت با چوب؛ اباعبدالله
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد