نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

علی علی... ای با دو تیغ ابرو دل بردهای به غارت میلرزد آسمان از هوهویِ ذوالفقارت ای بانگِ موج دریا ای غرّش دلیران ای در کمندِ عشقت غوغای شَر ز شیران از گوشهی نگاهت باران و باد و طوفان لرزه برافکنی بر دشتِ نبرد و میدان میلرزد آسمان از هوهویِ ذوالفقارت علی علی... **** تنهاتر از همیشه بر تارُکِ شهامت محشر نموده تیغت، ای هیبتت قیامت پاشیده دشمن از هم از گام استوارت میلرزد آسمان از هوهویِ ذوالفقارت علی علی... **** از رعدِ فاطمیت از برقِ حیدریت پیچیده در دو عالم وصفِ دلاوریت میدان دخیل بسته بر نام آخرِ حق هنگام رزمت آید، الله اکبرِ حق در اوج مرد و مردی کَس نیست در کنارت میلرزد آسمان از هوهویِ ذوالفقارت علی علی... **** چشمش قیامت افروز دیوانه کرده ما را جبریل میسُراید آوای لافَتا را عباس قد کشیده در زیرِ دستِ حیدر دل میبرد اباالفضل با ضربِ شصتِ حیدر با هر تپش به راهت زهراست بیقرارت میلرزد آسمان از هوهویِ ذوالفقارت علی علی...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد