نصب اپلیکیشن نوا
تصویر عادل خوشرو - اومد از راه ماه محرم

اومد از راه ماه محرم

[ عادل خوشرو ]
اومده از راه ماه محرم
شد روضه‌خون دلا مقرب
گریه کنید با گریه‌ی مادر
که دید حسین‌ و با تن بی سر

بازم صدای مادرش
پیچیده بین روضه‌ها
ای پسر تشنه لبم
افتادی بین نیزه‌ها

بمیره مادرت حسین 
غریب گیر آوردنت
برو بیای رو تنت
جلو چشام می‌زدنت

بُنَیَ قَتَلوکَ عَطشانا
بُنَیَ ذَبَحوک عُریانا

******

آینه در آینه تابید عالم شد علی
نفس خود را دید خود را دید خاتم شد علی

اولین صبح ظهور حی اعظم شد علی
حق تماشا کرد خود را تا مجسم شد علی

با علی جان می‌دهیم با یا علی تب می‌کنیم 
حرف مولا می‌‌زنیم و مشق زینب می‌کنیم

 آنکه اقیانوس آرام علی شد زینب است
آنکه او آغاز و انجام علی شد زینب است

آنکه او معنایِ اسلامِ علی شد زینب است
آنکه آمد زینتِ نام علی شد زینب است

ما نمی‌فهمیم از این اعجاز هیچ
شعرها را ساده تر میگویم اما باز هیچ

او هزاران شیر زن بود او فقط زینب نبود
او ظهور پنج تن بود او فقط زینب نبود

سوختن در سوختن بود او فقط زینب نبود
او حسین و او حسن بود، او فقط زینب نبود

شد تمام آیۀ قالو بلی وقتی رسید
با نزولش کربلا شد کربلا وقتی رسید

شرح لیلا را اگر منزل به منزل گفته‌اند
شرحِ این تشریف را جمعِ مقاتل گفته‌اند

کعبه را با بودنش در راه، محمل گفته‌اند
گرد صحرا نه غبار پرده را دل گفته‌اند

به حسینش که دل زینب به دست اکبر است
پرده‌دار محمل زینب به دست اکبر است

کشتی کرب‌وبلا در کربلا پهلو گرفت
خواست تا پایین بیاید آسمان زانو گرفت

تا بیاید جبرئیل از شهپرش جارو گرفت
او نه از عباس جان عباس از بانو گرفت

پای او بر زانوی مردانه‌ی عباس بود
بعد بابا دست او بر شانه‌ی عباس بود

دور خود تا دید اکبر را خیالش جمع شد 
عون و عبدالله و جعفر را خیالش جمع شد

دید در گهواره اصغر را خیالش جمع شد
بینِ خیمه چند دختر را خیالش جمع شد

دید فوج دشمنان را گفت عباسم که هست
نیزه و تیغ و سنان را گفت عباسم که هست

ناگهان بی حال شد گودال را وقتی که دید
روضه‌اش اطفال شد گودال را وقتی که دید

مات استقبال شد گودال را وقتی که دید 
حرمله خوشحال شد گودال را وقتی که دید

آمد و افتاد بر پای برادر بازگرد
جانِ خواهر جانِ من نَه جانِ مادر بازگَرد

شامِ غم شد وای اکبر را نمی‌بیند چرا
عون و عبدالله و جعفر را نمی‌بیند چرا
پشتِ خیمه قبرِ اصغر را نمی‌بیند چرا
بِینِ حجمِ شعله دختر را نمی‌بیند چرا

*****

چه بلایی قراره سرم بیاد؟
نمی‌خوام اشک برادرم بیاد!
چرا باید وسط خیمه زدن
صدای ناله‌ی مادرم بیاد؟

نگا کن بچه‌ها ترسیدن حسین
همشون تو شک و تردیدن حسین
اینا از برگ گلم لطیف‌ترن
تا حالا رو خاک نخوابیدن حسین

هنوزم دیر نشده بیا بریم
هر جایی به غیر کربلا بریم
با تو از اینجا بریم درست‌تره؟
یا با نامحرما از اینجا بریم

خودتم می‌دونی پا به پات میام
مثل سایه دنبال عبات میام
مگه زینب میتونه رهات کنه؟
قتلگاهم که بری باهات میام

حاضرم سرم بره سر تو نه
پیکرم کبود شه پیکر تو نه
مگه ترسی دارم از تازیونه
بزنن ولی برابر تو نه

خاک اینجا بوی خون میده حسین
آخر کارو نشون میده حسین
نمی‌خوام تو باشی اون کشته‌ای که
زیر سم اسبا جون میده حسین

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل