نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

الهی دلِ من برا تو کباب شه بمیرم نبینم که بچّهم همینجور عذاب شه بگو پس چرا اینقد آرومه اصغر؟ آخه تیر نشسته به حلقومِ اصغر رو دستای بابای مظلومه اصغر تشنه کشتنت شرمندهم اینا با بابات لج کردن گردنِ حسین رو پیشِ دشمنِ علی کج کردن لالایی علی، لالایی... **** هنوز راه نرفتیم، داری پَر میگیری روی دستِ بابا داری با تلظّی میمیری بمیرم برا اون گلوی بریده بمیرم حسینم شده قد خمیده برا اوّلین بار خجالت کشیده چشمات داغِ من شد مادر قنداقهت کفن شد مادر قسمتِ تو مثل بابا دست و پا زدن شد مادر لالایی علی، لالایی...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد