نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

الحق که خدای ادبت اُمِّبنین است حق خیر دهد والدهی محترمت را اباالفضل مولا ... مادرم گفت که عاشق نشوی، گفتم چشم چشمهای تو مرا بیخبر از چشمم کرد اباالفضل مولا ... * * * * عباسِ علی مرد زمانه حامِلُ اللِواء کهف امانه حرز علیه تُو بازوبندش تمثال امیرِ مؤمنانه ذکر یا ابوفاضل دَمِ شیرینه یلِ دامانه اُمُّالبنینه عباسِ ابنِ علی شاهِ مَهلقا با تیغ خشم تو محشر شد به پا تو در صفین چه کردی که با رجز حیدر به رزم تو میگفت مرحبا عباسِ ابنِ علی ... ساقی علمش همیشه بالاست ساقی علمش سایه سر ماست اسمش که میاد، حسین میگه جان چون که حامیِ زینب کبریٰست یا کفیلَ الزینب قمردلها عشق رقیه، عزیزَ الزهرا شیر اُمُّالبنین، پور فاطمه شمشیر مرتضیٰ کرده ولوله حسین اگر بهت اذن جنگ بده زیر پات لِه میشن شمر و حرمله عباسِ ابنِ علی ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد