اسیر غربتم دور از حبیب

اسیر غربتم دور از حبیب

[ حاج اسلام میرزایی ]
اسیر غربتم دور از حبیب
میاد از این دیار بوی فریب
بسته شده درا همه به رُوم
میون کوچه‌ها شدم غریب

از غصّه خونِ دلم آتیش زد
به حاصلم نیرنگ و کینه‌ی دشمن
بازار آهنگرا دیدم که
همه برا جنگیدن آماده می‌شن

تُو این معرکه بی‌قرارم
رُو زانوی غم سر می‌ذارم
میان با تو اهل و عیالت
همینه که دلشوره دارم

نیا ای حسین جان به کوفه ...

غروب حسرته برای من
به تو نمی‌رسه صدای من
دیگه نفس برام نمونده که
بهت بگم نیا آقای من

می‌ترسم بیاد همون روزی که
تو غرق خون افتادی میون گودال
دارم از همین حالا می‌بینم
تُو کربلا که می‌شه تن تو پامال

نیا کوفه رحمی ندارن
واسه کشتنت بی‌قرارن
نیا کوفه این قوم نامرد
سرت رو رُو نیزه می‌ذارن

نیا ای حسین جان به کوفه ...

پربازدید‌ترین‌های زمینه حاج اسلام میرزایی مسلم بن عقيل (ع)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های زمینه مسلم بن عقيل (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های مسلم بن عقيل (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حاج اسلام میرزایی

نظرات