
(از منظر اصحاب حسین هر زخم شود خندهی عشق والله نمیرد هرگز آن دل که بُوَد زندهی عشق) ۲ (میروند یک به یک در دل قربانگاه میشوند پروانه، بر گردِ ثارالله) ۲ همه دل سپرده بر عشق همه دست شسته از جان همه جان نهاده بر کف به امید وصل جانان که مباد غیر وصلش به دو عالَم آرزویی سر خُم مِی سلامت شکند اگر سبویی۲ (اَهلاً و سَهلاً زوار حسین تبارکَ الله انصار حسین)۳ (از منظر اصحاب حسین سر چیست، به جز بارِ گران؟) ۲ بر پیکر عشّاق بُوَد بوسهی عشق تیر و سنان (میشوند یک به یک جان فدای حسین میروند از حرم تا خدای حسین) ۲ (همه راهیان کویش شده مست از سبویش) ۲ همه سر نهاده بر کف به هوای تار مویش که اگر دهیم جان را، به کنار خواهد آمد به جنازه گر نیاید،(به مزار خواهد آمد) ۳ (اَهلاً و سَهلاً زوار حسین تبارکَ الله انصار حسین)۳