
از خون جوانان وطن، لاله دمیده از ماتم سرو قدشان، سرو خمیده در سایهی گل، بلبل از این غصه خزیده گل نیز چو من در غمشان، جامه دریده چه کج رفتاری ای چرخ چه بدکرداری ای چرخ سر کین داری ای چرخ از خون جوانان حرم لاله؛ خدا لاله خدا لاله دمیده بابا به حرم آمده با ناله؛ خدا ناله ولی قدّ خمیده گوید یارم نیامد؛ کس و کارم نیامد علمدارم نیامد خدایا چه کنم حالا که من گرفتارم نیامد هر دو دستان بریده ی یارم؛ خدا یارم افتاده سر راهم دشمن میخندد بر این حال زارم؛ حال زارم بر این روز سیاهم رفته نور نگاهم؛ سپهدار سپاهم خدایا بیپناهم سر تا پا غرق گریه و ناله و اشک و سوز و آهم برخیز و ببین گشته مثل دریا؛ مثل دریا چشم خونبار زینب برخیز و ببین بی تو تک و تنها؛ تک و تنها مانده سالار زینب کسی باور ندارد؛ حسین یاور ندارد حرم حیدر ندارد حرمی که بعد سقّا به روی سر، معجر ندارد