تصویر محمدحسین حدادیان - از جان گران مایه گذشتم

از جان گران مایه گذشتم

[ محمدحسین حدادیان ]
از جانِ گران‌مایه گذشتم که نیایی
شرمنده شدم نامه نوشتم که بیایی

اینجا جگرِ سوخته را خار طبیب است
همسایه‌ی دیوار به دیوار غریبه‌ست

پیچیده در این شهر که عباس رشید است
با بودنِ او غارت هر خیمه بعید است

این راه به جز غصه و اندوه و بلا نیست
بازار گذرگاهِ نوامیس خدا نیست

با ناقه‌ی بی محمل و بی‌زینو اِماری
سخت است ازین شهر به آن شهر سواری

زانو زدنت آرزوی حرمله باشد
دنبال سر کودک این قافله باشد

*****

حس پدرانه کم‌تر از مادر نیست
جسم پسرم هست ولیکن سر نیست

با تیر زدی قبول اما نامرد
این تیر سه‌شعبه مال این حنجر نیست

تیری که استخوان اباالفضل را شکست
آن تیر را به حنجره‌ی این پسر زدند

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد