نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ارباًاربا روبروی دیدگانش مانده است ماتومبهوت است و خیره بر جوانشمانده است اندکی از اکبرش را از زمین برداشته حاصل عمرش به دست ناتوانش مانده است شدت آثار زخم نعلهای نو شده بر تمام عضوعضو پهلوانش مانده است پیکرش را مثل یک فوارهی خون کرده است خنجری که در گلوی خونفشانش مانده است آنقدر که نیزه بر لبهای او بوسهزده خردهی نیزهشکسته در دهانش مانده است نصف اکبر را توانسته بچیند در عبا از دو ابروی کمانش، یک کمانش مانده است او عبا دارد ولی معجر کفایت میکند از علی، تنها دوتکه استخوانش مانده است
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد