نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(آه بابایی، منم و پریشونی)۲ برگشتی با سرِ زخمی و خونی من از دنیا، بدون تو بیزارم خیلی درد و دل دارم جای غذا یک دلِ سیر زدن من و پیر و جوان تو این مسیر زدن من و چیزایی دیدم که نباید میدیدم (حرفای بد زدن، خجالت کشیدم)۲ بابا حسین، بابا حسین، بابا حسین... **** (وای از بازار، از یه عالمه آزار)۲ مُردیم و زنده شدیم روزی صدبار روی نیزه، اشکتو در آوردن آخه مارو بزمِ مِیبردن نشد گِلای خیزران و بگیرم دلم میخواست همونجا واست بمیرم صورت ماهت و بهم ریخت یه حسود بابایی اون که رو سرت میریخت چیبود؟ حسین، حسین...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد