نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

آن دم بریدم از زندگی دل کآمد به مقتل شمر سیه دل ای وای حسینم در بین صدها حرامی افتاده زخمی و خسته است امّا با تکیه به نیزه افتاده بعد از سه ساعت شمر آمد قول سر بریدن داده او میدوید و من میدویدم او سوی مقتل من سوی قاتل آن دم بریدم از زندگی دل کآمد به مقتل شمر سیه دل (وای حسین، وای حسین)۴ تنها امام معصوم و دورش هزاران دیو و دد راه تنفّسهایش را تیر سه شعبه میبندد در دست قاتل آب است و هی مینوشد و میخندد او مینشست و من مینشستم او روی سینه من در مقابل (وای حسین، وای حسین)۴ با صورت افتاده بر خاک، لب تشنه قرآن میخواند بی حوصله گشته شمر و با پا برش میگرداند هی نیزه را برده در تن، هی نیزه را میچرخاند او میبرید و من کِی بریدم؟ او از حسین سر، من از حسین دل آن دم بریدم از زندگی دل کآمد به مقتل شمر سیه دل (وای حسین، وای حسین)۴
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد