آن دم بریدم از زندگی دل
حسین طاهریپسندیدن30
بازدید1.7K
آن دم بریدم از زندگی دل کآمد به مقتل شمر سیه دل ای وای حسینم در بین صدها حرامی افتاده زخمی و خسته است امّا با تکیه به نیزه افتاده بعد از سه ساعت شمر آمد قول سر بریدن داده او میدوید و من میدویدم او سوی مقتل من سوی قاتل آن دم بریدم از زندگی دل کآمد به مقتل شمر سیه دل (وای حسین، وای حسین)۴ تنها امام معصوم و دورش هزاران دیو و دد راه تنفّسهایش را تیر سه شعبه میبندد در دست قاتل آب است و هی مینوشد و میخندد او مینشست و من مینشستم او روی سینه من در مقابل (وای حسین، وای حسین)۴ با صورت افتاده بر خاک، لب تشنه قرآن میخواند بی حوصله گشته شمر و با پا برش میگرداند هی نیزه را برده در تن، هی نیزه را میچرخاند او میبرید و من کِی بریدم؟ او از حسین سر، من از حسین دل آن دم بریدم از زندگی دل کآمد به مقتل شمر سیه دل (وای حسین، وای حسین)۴