کلامت دل سنگو نرم میکنه
صداتو اسم حسین گرم میکنه
چنان خطبه خوندی خانم حق بده
که مرد از اینکه مرده شرم میکنه
غبار نجف غبار چادرت
کم از شمشیر نداره چادرت
بنازم به اعتبار چادرت
ناموس ذولفقار چادرت
ریشهی ظلم یهود و بزن
هر چی بود و بزن
بود و نبود و بزن
عقیله عقیله
هر چی میل ذولفقاره بزن
زدی دوباره بزن
وقت اقتداره بزن
عقیله عقیله
هیهات من الذله...
ذکر غرور حیدر حیدر
غوغا و شور حیدر حیدر
از فتح بدریون تا فتح
صبح ظهور حیدر حیدر
دم و زور تو به ظلم شام رسید
باید تکبیر اباالفضل و شنید
مدارا نکردی اصلا با یزید
غلط کردن و تو چشماش میشه دید
داد زدی وقار زن رو ببین
صحبت داری من رو ببین
خط شکن رو ببین
الا لعنت الله
گفتی اونروز علی رو ببین
علوی رو ببین
مرگ اجنوی رو ببین
علی لعنت الله
هیهات من الذله...
همه چی رو عوض کرد
عقیله مسیر و عوض کرد
کسی که با خطبهها جای
امیر و اسیر و عوض مرد
محشر برتر
...
سر وجودی زینب
خصم یهودی زینب
برمیگردیم دمشق
به زودی به زودی زینب
به ارادهی حیدر
این عشقه که میشه فراتر
میره پرچم گنبد
از اونی که بوده بالاتر
جونم تقدیم
بازم میشم
رجز آن است که آغاز کند محشر را
یا حیدر
خطبه خواندم که ببینند حیدر را
یا حیدر
بشنود هر چه یهودی که در این عالم هست
یا حیدر
پدرم بود که انداخت در خیبر را
یا حیدر
شب صفین که ماه از رخ حیدر میریخت
یا حیدر
یا علی از دو لب مالک اشتر میریخت
یا حیدر
صبح فرداش همه محو تماشا بودند
یا حیدر
او قدم میزد و پیش قدمش سر میریخت
یا حیدر
یا علی مدد با دم علوی
زیر و رو کنم مسجد اُمَوی
هیچ کوهی نشود مانندم
حرز یا فاطمه بازوبندم
کوفه تا شام چهل منزل بود
من چهل تا در خیبر بندم
عقیلة العربم من
مرتضوی نسبم من