وسط شعله کینه حسودا
وسط شعلهی کینهی حسودا بین تاریکیه نا تمومِ دودا صورت مادرم کبود شد، کبودا اثر شعلهها، رو پَرِت چادره دود بالا بره، نفسش میبره ای خدا ضربهها به کجا میخوره آی آتیش، سمت مسمار نرو ای در سوی دیوار نرو ای میخ کلنجار نرو میزد مرا مغیره و یک تن به او گفت زن را کسی مقابل شوهر نمیزند (آخ مادر)۲