همهی دنیا عاشقن؛ عاشق عشق بیهدف
ولی ما همپیالهها، همگی مست و عاشقیم
عاشق ایوون نجف
برا علی، مادر و دختر، زینبه
برا حسن، خواهر و مادر، زینبه
برا حسین، فاتح خیبر زینبه
زینت دنیا علیه؛ زینت حیدر، زینبه
شاپرکای دلامون، روی گلای رازقی
میخونن از اومدن خدای عشق و عاشقی
به گوش نوزاد میخونن حیّ علی خیر العمل
تا چشاشو وا میکنه آروم آروم از آسمون
گل میریزه بغل بغل
خونهی زهرا تا سحر مهمونیه
لبا غزلخون و چشا بارونیه
عشق اگه باشه، نشونش حیرونیه
نگاه لیلا همه به روی حسین مجنونیه
دختر مرتضیعلی وقتی تبسّم میکنه
فرشته روو خاک زمین، آسمونو گم میکنه
زمین و آسمون شدن پر سلام و صلوات
توو آغوش برادرش میگه داداش اشاره کن
به خدا میمیرم برات
شبیه زهرا میشه قدّ و قامتش
به علی رفته چشای پر هیبتش
حسنیه کاسهی صبر و طاعتش
خون علی توو رگشه؛ مثل حسینه غیرتش
زینبی شو اگه میخوای دنیا رو زیبا ببینی
این روزای کویریو شبیه دریا ببینی
حالا میفهمم که چرا دلا تووی تابوتبه
حالا میدونم تا ابد، سند قلب عاشقا
همه به نام زینبه
حالا میفهمم که چرا لایق شدم
حالا میفهمی واسه چی عاشق شدم
میون دریای جنون، قایق شدم
گدای این خونه شدم؛ از همهجا فارق شدم
بیا تا امشب جلوی میکده زانو بزنیم
بیا تا شیشدنگ دلو، به نام بانو بزنیم