نوکری کردم نه آن چنان که لایق است
بیشتر از من حسین انگار بر من عاشق است
آنچنانی که حسین از من بخواهد نیستم
خوب میدانم گنهکارم ولی بد نیستم
جور من را در تمام زندگی آقا کشید
پرچمم را در کنار پرچمش بالا کشید
از سیاهیهای او روی سپیدم حاصل است
اینهمه عرض ارادتها همه کار دل است
من ریا کردم به جایش او ثوابم داده است
هر زمان گفتم حسین زودی جوابم داده است
خادمان اینجا همه یاری رسان مادرند
روز محشر همنشین و در امان مادرند
مثل هر ساله بساط نوکری آماده شد
او عنایت کرد کار سخت روضه ساده شد
وقت من هرجا به غیر روضهها اتلاف شد
صاف کردم فرش اینجا را حسابم صاف شد
تا که از روی زمین یک استکان برداشتم
باری از دوش زنی قامت کمان برداشتم
چایریز روضهام گهگاه دربان میشوم
خوشبهحالم نذر روضه خیس باران میشوم
دود کردم مُشتی اسفند و گناهم دود شد
کاش گویند مادرم از دست تو خشنود شد
عشق گَر صد پله دارد پلهی آخر حسین
جان عالم به فدای تشنهی بیسر حسین
من حسین را دوست دارم این کلام آخر است
این که من نوکر شدم از شیر پاک مادر است
*****
من از گناه به این حال و روز افتادهام
اگر هوای مناجات رفته از یادم
رفیقهای سفر کردهام زیاد شدند
ولی هراس قیامت نکرد ارشادم
دلم کشیده مرا سمت ناکجا افسوس
اسیر بیخبر این خراباتم