نشستهام به امیدی در آستان شما
خدا کند که شوم از ملازمان شما
چقدر حرف نگفته نشسته روی دلم
چه میشود که شوم باز همزبان شما
شبیه شیخ مفیدت شبیه شیخ صدوق
بیفتد اسم من ای کاش بر لسان شما
شبیه سید علی که شبیه تو میزیست
خدا کند که بگیرد دلم نشان شما
بیا دعا بکن آقا که مثل او بشود
تمام زندگیام نذر خاندان شما
چقدر از برکات ظهور تو میگفت
چقدر وعده به ما داد از زبان شما
و گفت تا که مهیا شوم برای ظهور
و مژده داد از آیندهی اذان شما
مرا به خیمهی سبزت به محضرت بپذیر
به روضهای بشوم کاش میهمان شما
نفس بده که برای شما نفس بزنم
نفس بده که شوم باز روضهخوان شما
دوباره ذکر لب فاطمه حسنجان است
دوباره میشنوم نوحهی فغان شما
حسن چه نام غریبی چه ذکر پر سوزی
چقدر آتش غم میزند به جان شما
به یاد اسم حسن یاد کوچه میافتم
به یاد مادرِ در کوچه قد کمان شما
وای مادرم مادرم مادرم ۳