موقع خطابه شیره یا عقابه
اونکه با اشارهی انگشت سبابه
کاخ یزیدو میکنه عین خرابه
دختر ابوترابه
زینب که مو نمیزند انگار با علی
ظاهر شده به هیمنهی مرتضی علی
خیبر شده است کاخ معاویه و ببین
زینب برای کندن در گفته یا علی
قلعه در تسخیر زینب
مقهور تکبیر زینب
انتقام کربلا رو
از دشمن میگیره زینب
(یا زینب یا زینب)
جان جان جان جانه تیغ بی امانه
چادرش رو به کمرش میبنده مردانه
میزنه توی دهن ابن مرجانه
عمهی صاحب زمانه
فرماندهی شجاع سپاه مخدرات
در قلب کوفه زد با شمشیر کلمات
حتی زبان زنگ شتر بند آمده
او حیدر است فوق تمام تصورات
سورهی زلزاله زینب
آیهی اجلاله زینب
جمع پنج تن شجاعن
این یعنی اجمال زینب