من کیستم گدایِ گدایان این درم
گر پا نهم به جای دگر خاک بر سرم
روزی اگر بناست، از این در جدا شوم
از هم جدا شود، سر و جان و پیکرم
محتاج دام و شیفتهی دانهی توام
هرچند در حریم تو کم است کبوترم
(زوار عارفاند به حق تو یا حسین)۲
ای وای من که از همه بی معرفت ترم
در پادشاهی تو جهان ناز میکند
از آن خوشم که بر در این خانه نوکرم
مهر تو گشت شیره جان و روانِ روح
از لحظهای که شیر به من داده مادرم
هرکس دشمن است تورا دشمنش منم
حتی اگر بوَد پدرم یا برادرم
از صدق و پاکی پدر و مادرم بوَد
گر عاشق پیغمبر و آل پیغمبرم
یک عمر از تو گفتم و خواهم که وقت مرگ
خیزد حسین حسین، ز نفسهای آخرم