من از نجف راه افتادم
من از نجف راه افتادم دوباره مهمونِ جادهام با این که خستهام امّا تا عمودِ آخر وایسادم عشق و غیرت و اخلاص تو چشم همه پیداست این جاده میرسه به بابُالقبلهی عباس (به عشق رهبرم بازم دارم میرم)۲ (حرم، حرم، حرم)۲ حرم، حرم، حرم... حسین حسین حسین... خستگیِ شیرین اینه یه چای موکب تسکینه قدم قدم تو این جاده آدم خدا رو میبینه چه عشقی، چه آدابی چه آیین جذابی کار ندارن کی هستی تو زائر اربابی (به عشق رهبرم بازم دارم میرم)۲ (حرم، حرم، حرم)۲ حرم، حرم، حرم...