ای ماه پشت ابر در شبهای هجران
حق میدهم من را دگر از خود نمیدانی
نوکر نمیفهمد محبتهای مولا را
خیرت رسیده به گدا پیدا و پنهانی
موی سپید نوکرت هم نمایان شد
پس کی به پایان میرسد این راه طولانی
حالا که تحویلم نمیگیری پر از اشکم
شاید وساطت کرد این چشمان بارانی
امروز و فردا کردنم برد آبرویم را
دیگر نمانده وقت توبه، وقت جبرانی
هر قدر میخواهی بزن حرفی ندارم من
اما فقط قولی بده رو بر نگردانی
در دل شراری هست که ناگفته میبینی
در سینه دردی هست که ناگفته میدانی
ای کربلایی زیر قبه یاد کن ما را
محتاج محتاجیم ماییم و پریشانی
قربان جدت که ته گودال قرآن خواند
افتاد بر هر نیزهای آیات قرآنی