عباس، صاحب دلهاست
رازق دنیاست
شافع فرداست
عباس، فارسُالهَیجاست
غالبُالاَعداست
پرچمش بالاست
عباس، حضرت سقاست
فکر ماهیهاست
راهیِ دریاست
نِعمَالنصیره
حضرت امیره
بابَالحوائج، قمرَالعشیره
پدر مَشک و عَلَم
کاشفَالکرب حرم
دست عالَمی رو میگیره با دستای قلم
بادهی ناب سبو
نجلِ قاهِرُالعَدو
چه مقامی که حسینِابنِعلی گفته به او:
جَزاکَالله خَیرا، اَخانا عباسا ...
عباس، تشنهی کوثر
ساقی و ساغر
از همه بهتر
عباس، قامتش محشر
هیبتش حیدر
قدرت برتر
عباس، میر و سرلشکر
اَجَلِ کافر
مرد نامآور
نور مسیره
خیلی بینظیره
بابَالحوائج، قمرَالعشیره
سحر اُمِّبنین
قمر اُمِّبنین
ای به قربان وفای پسر اُمِّبنین
مُرشد اهل ادب
مظهر مِهر و غضب
باریکلا به تیغ دولب شاه عرب
جَزاکَالله خَیرا، اَخانا عباسا ...