صیاد مدارا نمیکنه
با صید چه کارا نمیکنه
خواهر فدا غربتت بشه
بیرحم چرا دست نمیکشه
صیاد ظالم، صیاد بیرحم
بس کن حسینم از نفس افتاد بیرحم
هیشکی حریف این غم نمیشه
اخ دست و پا نزن که شمر آدم نمیشه
مظلوم من ...
رنگ تن تو عوض شده
یا پیرهن تو عوض شده
میگی چرا زینبم برو
پس کی ببنده سر تو رو
خدا نیاره تنت بسوزه
باد اومده با خاک پیراهن بدوزه
زود سر و برد یا اومدم دیر
آخر نبوسیدم تو رو من یه دل سیر
حسین حسین...
چیزی نموند از تن تو که
بعد از تو این خاک تبرکه
گودال تو قبلهی منه
خواهر ازت دل نمیکنه
زخمات بازه، چشمات بسته
با صورت افنادی زمین پهلو شکسته
زینب به مردن مشتاق میشه
یاد تو میافتم دل من داغ میشه
شیب گوداله و شاه بی ردا وا محمدا وا محمدا
عمه حان رو به مدینه زد صدا وا محمدا وا محمدا
لااقل صیدتو رو به قبله کن شمر حوصله کن شمر حوصله کن
اول بکش بعد هلهله کن شمر حوصله کن
تا حالا از این خونواده زنی رو نبردن اسارت
الهی میمردم نمیدیدم اینقدر جسارت
حسین حان...