(شمع مزارم پاسوز پروانه شده) ۲
باغ و بهارم مهمان گلخانه شده
(گنج چبارم وارد به ویرانه شده)۲
شب و سحر ندیده چشم خسته خواب
شده تمام لحظههای من عذاب
بده به این سوال قلب من جواب
(دیر آمدی بابا چرا؟) ۲
بودی جدا از ما چرا؟
افتادهای از پا چرا؟
از کربلا دادی نشان
زخم تو از سنگ و سنان
از خنجر و تیر و کمان
(وای، ای بابا)
بر خاک نوشتم خوش آمدی خوش آمدی
حیدر سرشتم خوش آمدی خوش آمدی
بابا بهشتم خوش آمدی خوش آمدی
منم که بر شرارهها زبانهام
بجز تو کس نیامده به خانهام
ببین پدر کبوده تازیانهام
شد دخترت قامت کمان
گریَد بر او پیر و جوان
زخمی شد از زخم زبان
وای وای
اشکم روان مانند رود
جسمم شده بابا کبود
اما غمم هجر تو بود
(وای ای بابا)