زینب اگر نبود مسلمان نداشتیم
باور کنید ذکر حسین جان نداشتیم
جایی پریدهست که پیدا نمیشود
حتی عروج اینهمه بالا نمیشود
دیدند صبح آمده اما در آسمان
خورشید شهر فاطمه پیدا نمیشود
یا ایها الرسول چرا آفتاب صبح
در آسمان شهر تماشا نمیشود
فرمود: زینب آینهی روی دخترم
آنکه مقام بی حدش املا نمیشود
چون بی نقاب آمده بیرون حجرهاش
امروز آفتاب هویدا نمیشود
حقش نبود کعبهی نیلوفرش کنند
حقش نبود سر زده بی معجرش کنند
لبهاش تشنه بود ولی رود نیل بود
بالش شکسته بود ولی جبرئیل بود
زینب فرشته آینه حوریه عاطفه
از جنس خانوادهای از این قبیل بود
گودال هم که رفت فقط سر به زیر بود
شرمنده بود از اینکه قتیلش قلیل بود
کوچه به کوچه لشگر کوفه شکست خورد
از دست خانمی که تماماً اصیل بود
ویرانه کرد کاخ بلند یزید را
زینب تبر نداشت ولیکن خلیل بود
******
شامیان خنده به زخم جگر ما نزنید
ساز با نالهی ذریهی زهرا نزنید
سر مردان خدا را به سر نیزه زدید
مرد باشید دگر سنگ به زنها نزنید
به زنان بر سر بازار اگر سنگ زدید
دختران را به کنار سر بابا نزنید