روضه بخوان به لحن حروف مقطّعه
یعنی که جمع کرد تو را بوریای تو
ای پشت و سینهی تو زِ مَرکب یکی شده
باید چه کرد با بدن جابهجای تو
زینب رسید و گفت چهسان خوانمت حسین
معجر نمانده تا که بپوشانمت حسین
****
یتیمی سخته خب بابا
یتیمی دردسر داره
از احوال بدِ جسمم
فقط عمّه خبر داره
نشد با ذوقِ آغوشِ تو در رو وا کنم آخه
نه آغوشی برات مونده نه این پروانه پَر داره
میون راه بازیمون تو جمع بچهها این بود
کی روی دست و پاش زخم مغیلان بیشتر داره
زمین خیلی میافتادم منو عمّه بغل میکرد
سر من شد که عمّه دائماً درد کمر داره
به دندونم نشو خیره خجالت میکِشم بابا
مقصّر نیستم سیلی واسه دندون ضرر داره
نه که ترسیده باشم نه ولی عادت ندارم که
خرابه سرد و تاریکه شباش خیلی خطر داره
برو دعوا کن این زجرو منو خیلی اذیت کرد
شاید دعواش کنی دست از سر ما دیگه برداره
درسته من گرسنه باشم و با این سر سوخته؟
تو برگردی و بوی نون تموم شامو برداره؟
دل من تنگ بود واست تو رفتی دیگه حرفی نیست
دلم خیلی شکست، دختر توقّع از پدر داره
****
روزگار هم با رقیه سر آزار داره
دخترت امشب با تو وعدهی دیدار داره
هقهقِ صدامو میشنوی غمِ یار داره
روسریمو دوست دارم بوی علمدار داره
دستای بسته مهم نیست
سرم شکسته مهم نیست
سنگ بباره مهم نیست
لباس پاره مهم نیست
مهم تویی که عمّامه سرت نیست
مهم تویی اومدی پیکرت نیست
مهم تو بودی که سرت بههم ریخت
مهم تو بودی که برات دلم ریخت
دستمو برداشتم از زخم لبت باز میشه
تو اگه لب تر کنی موقع پرواز میشه
من بمونم برا عمّه دردسرساز میشه
من فقط تو بغل تو خندههام ناز میشه
چند دفعه مُردم مهم نیست
غذا نخوردم مهم نیست
بال و پَرم سوخت مهم نیست
راستی سرم سوخت مهم نیست
مهم تویی که موهای سرت سوخت
کجا بودی رگای حنجرت سوخت
مهم تو بودی که برات بمیرم
گفته بودم سرت رو پس میگیرم
هر کسی رو نیزهای دل گرفتار داره
مثلا رقیه با سرِ عمو کار داره
ای عمو زجر به کشتنِ من اصرار داره
عمّه جانمو ببین دست به دیوار داره
سیلی و آزار مهم نیست
کوچه و بازار مهم نیست
کنایه و نیش مهم نیست
میریختند آتیش مهم نیست
مهم تویی که حرمتت شکسته
سرت توی دست یه عدّه مسته
مهم تو بودی که برام عذاب بود
دیدم سرت تو مجلس شراب بود
به اشک چشم من خندیدن اینا
ببین گوشوارههامو دزدیدن اینا
چقدر خاکستر از رو پشت بوما
یهو روی سرم پاشیدن اینا
آخه اینا چهجور مردایی هستند
عموجونم ببین دستامو بستند
عمو لکنت گرفت شیرینزبونت
ببین دندون شیریمو شکستند
موهامو میکشیدند دسته دسته
چقدر خونابه رو اَبروم نشسته
میخوام پاشم اگه دردام بذاره
دعا کن دخترت طاقت بیاره
یکی نیست به حرومیا بگه که
یه دختر بچه ترسوندن نداره
مگه اون لحظه نشنیدی صدامو
دویدم از (؟) انداخت پامو
ببین گوشم رو پاره کرده خب من
خودم میدادمش گوشوارههامو
باباجون واسه انگشتت بمیرم
بابا لبهای خونیت کرده پیرم
بابا صبر کن بریم با هم مدینه
یه انگشتر خودم واست میگیرم
****
خواب دیدم که تنت رو زمین
نفس میزدی گلوتو بُرید