دیگهازهمهچیمیترسم
حتیگریه …
دیگهفکرمیکنم گناهه
اینجاگریه …
زیرِمشتولگد بریدم
... بابا بابا …
منسرتروکهپسنمیدم
موتوبههمزدشمر …
خبمنمزدشمر …
آخچقدرشلاق …
بهتنمزدشمر …
دردامبمونهبابا …
کاشسرتتاصبحروپامبمونهبابا …
پاهامبمونهبابا …
سوختهتوبازار
موهامبمونهبابا …
برگشتیخونهبابا …
منکهگفتمعمهمهربونهبابا …
عمهمیدونهبابا …
بیپناهمیشهدختر … بدونبابا …
وای … وای … وای …
بابایخوبم …
منازاینه که ازمبخندن
دیگهخستم …
رویخاکاتوروکشیدم
زخمهدستم …
توخرابهشبا
باعمهخلوتدارم …
ایناتقصیرزجرهبابا
لکنتدارم …
حال همه بد شد
نفسا سد شد ...
توی حرم خیلی
رفت و آمد شد ...
دورتبگردمبابا …
شدبلایعمه پهلودردمبابا …
ازآهسردمبابا …
ازچشاممعلومه گریهکردمبابا …
منتابندارم …
چندشبهدورازتو خوابندارمبابا …
مهتابندارمبابا …
خاکیهموهاتو آبندارمبابا …
وای … وای … وای …
بابایخوبم …