اگر از کوی تو یک صبح غباری برسد
اگر از کوی تو یک صبح غباری برسد تاج شاهیست که بر ایل و تباری برسد رود جاری نشود، میوه نخواهد آمد پس تو بگذار که این بغض به زاری برسد تو اگر سر به گدایت بزنی، خواهم گفت: میل گل بوده که بر دیدن خاری برسد یا اباعبدالله، یا اباعبدالله ... به زمینگیریِ من رحم کن ای ابر کرم تا که مرداب به این رحمت جاری برسد ایستادیم دَمِ هیئتمان این همه سال به امیدی که از این جاده سواری برسد * * * * بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا