از ظلم ظالمان، از این بار گران
المُستغاثُ بک یا صاحب الزّمان
از دل میکشیم آه، (بیا بقیة الله٣)
تنهاییم در این راه، (بیا بقیة الله٣)
در دل طوفان ،در دل میدان
در پناه توست کشور ایران
(بیا بقیة الله۴)۲
از غربت عیان، از این بار گران
المُستغاثُ بِک یا صاحب الزمان
محتاجیم به والله بیا، (بقیة الله۳)
از دل میکشیم آه، (بیا بقیة الله۳)
تنهاییم در این راه، (بیا بقیة الله٣)
از دل میکشیم آه، (بیا بقیة الله۳)
در دل طوفان، در دل میدان
العجل گویند مردم ایران
(بیا بقیة الله۴)۲
افتاده ای عمو، در بین قتلگاه
از ظلم کوفیان، خون تو شد مباح
غرق اشک و آهم، (عموی بی گناهم۳)
من بی سر پناهم، (عموی بی گناهم۳)
زخمی و تشنه، میروی از حال
مادرت هم هست، گوشهی گودال
(حسین۴)
وقتی پیکرت، مجروح و خسته شد
و الشّمر جالس، سینه ات شکسته شد
در مقتل منم با، عموی ارباً ارباً
عمّه دیده تنها، عموی ارباً ارباً
با امام خویش، عهد خود بستم
زیر سمّ اسب، با عمو هستم
(حسین۴)