نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

گلهای نیست اگر غصهی بی حد داریم خلوتی هست که در گوشهی مشهد داریم ما نرفتیم هنوز از حرمش دلتنگیم چشم امید به دیدار مجدد داریم گفته سر میزند آنگونه که از سلمانی این قراریست که با صاحب مرقد داریم ما گنهکارترینها وسط صحن رضا آنچه در خُلد برین خَلق ندارد داریم روضه میخوانم از آن شاه که در اندوهش دیدهای در طلب اشک مُقید داریم ای اباصلت، عبا را نکشد کاش به سر از عبا ما چقدر خاطرهی بد داریم ******* بجای دستهایم کاش میبستند چشمم را نمیدیدم شده نقش زمین تنها طرفدارم ******* شاه بر شانهی خم، پیکر خود را میبرد با عبا داشت علی اکبر خود را میبرد
هنوز نظری ثبت نشده