نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

اللّٰهُمَّ یَا کَافِیَ الْفَرْدِ الضَّعِیفِ، وَوَاقِیَ الْأَمْرِ الْمَخُوفِ، خداوندا! ای کفایتکنندۀ فرد ناتوان و ای نگهدارنده از حادثۀ هراسناک! أَفْرَدَتْنِی الْخَطَایَا فَلَا صَاحِبَ مَعِی، گناهان و خطاها مرا دچار تنهایی کرده و هیچ یاریکنندهای ندارم وَضَعُفْتُ عَنْ غَضَبِکَ فَلَا مُؤَیِّدَ لِی، در برابر خشم تو ناتوانم و هیچ پشتیبانی ندارم. وَأَشْـرَفْتُ عَلَی خَوْفِ لِقَائِکَ فَلَا مُسَکِّنَ لِرَوْعَتِی، در آستانۀ رویارویی با تو دلهرۀ این دیدار، وجودم را فرا گرفته و هیچ چیز این هراسم را آرام نمیکند. وَمَنْ یُؤْمِنُنِی مِنْکَ وَأَنْتَ أَخَفْتَنِی؟ آنگاه که تو مرا بترسانی، کیست که مرا از تو در امان بدارد؟ وَمَنْ یُسَاعِدُنِی وَأَنْتَ أَفْرَدْتَنِی؟ و آنگاه که تو مرا تنها بگذاری، کیست که مرا یاری دهد؟ وَمَنْ یُقَوِّینِی وَأَنْتَ أَضْعَفْتَنِی؟ و آنگاه که تو مرا ناتوان سازی، کیست که مرا توانـمند کند؟ لَا یُجِیرُ یَا إِلَهِی إِلَّا رَبٌّ عَلَی مَرْبُوبٍ، محبوب من! جز پروردگار کسی پرورش یافتۀ خود را پناه ندهد. وَلَا یُؤْمِنُ إِلَّا غَالِبٌ عَلَی مَغْلُوبٍ، و جز آنکه غالب و قاهر است، کسی امانبخشِ فرد شکستخورده نیست؛ وَلَا یُعِینُ إِلَّا طَالِبٌ عَلَی مَطْلُوبٍ، و طلب شده را جز طلب کننده، یارى نمى رساند وَبِیَدِکَ یَا إِلَهِی جَمِیعُ ذَلِکَ السَّبَبِ، وَإِلَیْکَ الْمَفَرُّ وَالْمَهْرَبُ، محبوب من! همۀ این راهها و اسباب، تنها در دست توست و هیچ گریزگاه و پناهی جز به سوی تو نیست. فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، وَأَجِرْ هَرَبِی وَأَنْجِحْ مَطْلَبِی. پس بر محمّد و خاندان او درود فرست، و مرا در این گریزگاه پناه ده و در دستیابی به خواستهام، کامروا ساز. اللّٰهُمَّ إِنَّکَ إِنْ صَـرَفْتَ عَنِّی وَجْهَکَ الْکَرِیمَ، أَوْ مَنَعْتَنِی فَضْلَکَ الْجَسِیمَ، خداوندا! اگر روی کرم و بزرگواریات را از من بگردانی، یا فضل عظیمت را از من دریغ کنی، أَوْ حَظَرْتَ عَلَیَّ رِزْقَکَ، أَوْ قَطَعْتَ عَنِّی سَبَبَکَ یا روزیات را بر من ممنوع کنی، یا رشتۀ پیوندت را از من بگسلی، لَمْ أَجِدِ السَّبِیلَ إِلَی شَیْءٍ مِنْ أَمَلِی غَیْرَکَ، جز تو راهی به سوی هیچکدام از آرزوهایم نخواهم یافت وَلَمْ أَقْدِرْ عَلَی مَا عِنْدَکَ بِـمَعُونَهِ سِوَاکَ، و به یاریِ غیر از تو، توان دستیابی به آنچه نزد توست را نخواهم داشت. فَاِنِّی عَبْدُکَ وَفِی قَبْضَتِکَ، نَاصِیَتِی بِیَدِکَ، که من بندۀ تو و در قبضۀ قدرتِ تو هستم و اختیارم به دست توست لَا أَمْرَ لِی مَعَ أَمْرِکَ، با وجود امر و فرمان نافذ تو هیچ امر و ارادهاى از خود ندارم مَاضٍ فِیَّ حُکْمُکَ، عَدْلٌ فِیَّ قَضَاؤُکَ، حکم و فرمانت دربارۀ من جاری و قضا و تقدیرت در حق من عادلانه است. وَلَا قُوَّهَ لِی عَلَی الْخُرُوجِ مِنْ سُلْطَانِکَ، هیچ توان و قدرتی برای خروج از قلمروِ فرمانرواییِ تو ندارم وَلَا أَسْتَطِیعُ مُجَاوَزَهَ قُدْرَتِکَ، و نمیتوانم از دایرۀ قدرتِ تو فراتر روم وَلَا أَسْتَمِیلُ هَوَاکَ، وَلَا أَبْلُغُ رِضَاکَ، نه میتوانم دلِ تو را به دست آورم، ونه به رضای تو نائل شوم، وَلَا أَنَالُ مَا عِنْدَکَ إلَّا بِطَاعَتِکَ وَبِفَضْلِ رَحْمَتِکَ. و به آنچه نزد توست جز با اطاعت از تو و با فضلِ رحمتِ بیکرانت دست نـمییابم. إِلَهِی أَصْبَحْتُ وَأَمْسَیْتُ عَبْداً دَاخِراً لَکَ، محبوب من! صبح و شب را در حالی سپری میکنم که بندهای حقیر و تسلیم تو هستم؛ لَا أَمْلِکُ لِنَفْسِی نَفْعاً وَلَا ضَـرّاً إِلَّا بِکَ، مالک هیچ سود و زیانی برای خود نیستم، مگر به ارادۀ تو. أَشْهَدُ بِذَلِکَ عَلَی نَفْسِی، وَأَعْتَـرِفُ بِضَعْفِ قُوَّتِی، وَقِلَّهِ حِیلَتِی، به این واقعیت دربارۀ خود گواهی میدهم و به ضعف توانایی و تدبیر اندک خویش اقرار میکنم. فَأَنْجِزْ لِی مَا وَعَدْتَنِی، وَتَـمِّمْ لِی مَا آتَیْتَنِی، پس به آنچه مرا وعده دادهای، وفا کن و آنچه را به من بخشیدهای کامل گردان. فَإِنِّی عَبْدُکَ الْمِسْکِینُ الْمُسْتَکِینُ الضَّعِیفُ الضَّـرِیرُ، الذَّلِیلُ الْحَقِیرُ، الْمَهِینُ الْفَقِیرُ، الْخَائِفُ الْمُسْتَجِیرُ. زیرا که من بندهای بینوا، فروتن، ناتوان، رنجور، خوار، ناچیز، بیارزش، نیازمند، هراسان و پناهنده به تو هستم. اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، وَلَا تَجْعَلْنِی نَاسِیاً لِذِکْرِکَ فِیمَا أَوْلَیْتَنِی، خداوندا! بر محمد و خاندان او درود فرست، و مرا هرگز در یاد نعمتهایت که بر من ارزانی داشتهای، دچار فراموشی نساز وَلَا غَافِلًا لِإِحْسَانِکَ فِیمَا أَبْلَیْتَنِی، و در برابر نعمتهایی که به من بخشیدی و بدانها مرا آزمودی، غافل مگردان وَلَا آیِساً مِنْ إِجَابَتِکَ لِی وَإِنْ أَبْطَأَتْ عَنِّی، و مرا از اجابت (دعای) خویش، هرچند به طول انجامد؛ ناامید نکن فِی سَـرَّاءَ کُنْتُ أَوْ ضَـرَّاءَ، أَوْ شِدَّهٍ أَوْ رَخَاءٍ، أَوْ عَافِیَهٍ أَوْ بَلَاءٍ، چه در خوشی باشم یا ناخوشی، چه در سختی باشم یا آسایش، چه در سلامتی باشم یا گرفتاری، أَوْ بُؤْسٍ أَوْ نَعْمَاءَ، أَوْ جِدَهٍ أَوْ لَأْوَاءَ أَوْ فَقْرٍ أَوْ غِنًى. خواه در زمانه نیاز یا در سایۀ نعمت، چه در وسعت یا در تنگنا وسختی، و چه در فقر یا توانگری. اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، وَاجْعَلْ ثَنَائِی عَلَیْکَ، وَمَدْحِی إِیَّاکَ وَحَمْدِی لَکَ فِی کُلِّ حَالَاتِی، خداوندا! بر محمد و خاندان او درود فرست؛ و چنان کن که ستایش و ثنایم برای تو و سپاسم نسبت به تو، در همۀ احوالم جاری باشد؛ حَتَّى لَا أَفْرَحَ بِـمَا آتَیْتَنِی مِنَ الدُّنْیَا، وَلَا أَحْزَنَ عَلَی مَا مَنَعْتَنِی فِیهَا، تا آنجا که نه به آنچه از دنیا نصیبم کردهای شاد شوم، و نه بر آنچه از من دریغ داشتهای اندوهگین گردم وَأَشْعِرْ قَلْبِی تَقْوَاکَ، وَاسْتَعْمِلْ بَدَنِی فِیمَا تَقْبَلُهُ مِنِّی، و پرهیزگاریات را با قلبم آمیخته کن، و بدنم را در مسیری به کار گیر که مورد قبول توست. وَاشْغَلْ بِطَاعَتِکَ نَفْسِی عَنْ کُلِّ مَا یَرِدُ عَلَیَّ، و وجودم را، برای دور ماندن از هر خلافی که به جانب من میآید، به طاعت و بندگیات مشغول دار حَتَّى لَا أُحِبَّ شَیْئاً مِنْ سُخْطِکَ، وَلَا أَسْخَطَ شَیْئاً مِنْ رِضَاکَ. تا آنجا که هیچیک از موجبات ناخشنودی تو را دوست نداشته باشم، و نسبت به چیزی که رضایت تو در آن است، ناخشنود نباشم. اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، وَفَرِّغْ قَلْبِی لِمَحَبَّتِکَ، وَاشْغَلْهُ بِذِکْرِکَ، خداوندا! بر محمد و خاندان او درود فرست، و قلبم را برای محبت خویش خالی گردان، و آن را به یاد خود مشغول نما، وَانْعَشْهُ بِخَوْفِکَ، وَبِالْوَجَلِ مِنْکَ، وَقَوِّەِ بِالرَّغْبَهِ إِلَیْکَ، وَأَمِلْهُ إلَی طَاعَتِکَ، و آن را با خشیت و ترس از خودت زنده بدار، و با رغبت و اشتیاق به سوی خود، قدرتش بخش، و به طاعت خویش متمایل ساز، وَأَجْرِ بِهِ فِی أَحَبِّ السُّبُلِ إِلَیْکَ، وَذَلِّلْهُ بِالرَّغْبَهِ فِیمَا عِنْدَکَ أَیَّامَ حَیَاتِی کُلَّهَا، و قلب مرا در پسندیدهترین مسیرهای رضایتت رهنمون شو، و تا پایان عمرم، آن را با شوقِ آنچه نزد توست، فروتن و خاضع بدار وَاجْعَلْ تَقْوَاکَ مِنَ الدُّنْیَا زَادِی، وَإلَی رَحْمَتِکَ رِحْلَتِی، وَفِی مَرْضَاتِکَ مَدْخَلِی، و توشۀ مرا از این جهان تقوای الهی قرار ده و سفَرَم را به سوی رحمتت، و جایگاهم را در رضایتت قرار ده. وَاجْعَلْ فِی جَنَّتِکَ مَثْوَایَ، وَهَبْ لِی قُوَّهً أَحْتَمِلُ بِهَا جَمِیعَ مَرْضَاتِکَ، جایگاهم را در بهشت خود قرار ده، و به من قدرتی عطا کن تا بتوانم همۀ آنچه مایۀ خشنودی توست، انجام دهم. وَاجْعَلْ فِرَارِی إِلَیْکَ، وَرَغْبَتِی فِیمَا عِنْدَکَ، و راه گریز مرا به سوی خودت و اشتیاقم را به آنچه نزد توست، قرار بده وَأَلْبِسْ قَلْبِیَ الْوَحْشَهَ مِنْ شِـرَارِ خَلْقِکَ، و لباس وحشت (بیزاری) از بندگان بدکارت را بر قلبم بپوشان، وَهَبْ لِیَ الْأُنْسَ بِکَ وَبِأَوْلِیَائِکَ وَأَهْلِ طَاعَتِکَ، و اُنس با خودت و با دوستان و اهل طاعتت را به من عنایت فرما. وَلَا تَجْعَلْ لِفَاجِرٍ وَلَا کَافِرٍ عَلَیَّ مِنَّهً، وَلَا لَهُ عِنْدِی یَداً وَلَا بِی إِلَیْهِمْ حَاجَهً، و هرگز مرا زیر بار منت نابکار فاجر و کافر قرار مده ، و نه هیچ راه تسلط و حقی از جانب آنان بر من باشد، و نه مرا به آنان حاجتی پیدا شود بَلِ اجْعَلْ سُکُونَ قَلْبِی وَأُنْسَ نَفْسِی وَاسْتِغْنَائِی وَکِفَایَتِی بِکَ وَبِخِیَارِ خَلْقِکَ، بلکه آرامشِ دلم، اُنسِ جانم، و بینیازی و کفایتم را، تنها در خودت و اولیاء و خوبانِ درگاهت، قرار ده. اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، وَاجْعَلْنِی لَهُمْ قَرِیناً وَاجْعَلْنِی لَهُمْ نَصِیـراً، خداوندا! بر محمد و خاندانش درود فرست، و مرا همنشین و یار آنان قرار ده. وَامْنُنْ عَلَیَّ بِشَوْقٍ إِلَیْکَ وَبِالْعَمَلِ لَکَ بِـمَا تُحِبُّ وَتَرْضَی و با مشتاق کردن من به سوی خودت و با عمل کردن به آنچه دوست داری و میپسندی بر من منت گذار إِنَّکَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ، وَذَلِکَ عَلَیْکَ یَسِیرٌ. که تو قطعاً بر انجام هر کاری توانایی، و این [امر] بر تو آسان است.
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد