تصویر مؤسسه منتظران منجی - 159 -در پناه بردن به خداوند از شـر دشمنان و مصون ماندن از بدی‌ها

159 -در پناه بردن به خداوند از شـر دشمنان و مصون ماندن از بدی‌ها

[ مؤسسه منتظران منجی ]
بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

به نام خدا که صاحب رحمت همگانی ‏و مهربانى‏ ویژه و همیشگى است.

بِسْمِ اللّٰهِ وَبِاللّٰهِ وَلَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللّٰهِ وَلَا غَالِبَ إِلَّا اللّٰهُ،

به نام خدا و با اتکای به خدا؛ و همۀ نیرو و توانها از خداست، و تنها خداست که چیره و شکست‌ناپذیر است.

اَللّٰهُ غَالِبٌ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ، وَبِهِ یَغْلِبُ الْغَالِبُونَ،

خداوند بر همه چیز چیره است، و پیروزمندان، تنها به واسطۀ اوست که پیروز می‌شوند.

وَمِنْهُ یَطْلُبُ الرَّاغِبُونَ، وَعَلَیْهِ یَتَوَکَّلُ الْمُتَوَکِّلُونَ،

جویندگان، تنها از او طلب می‌کنند، و توکل‌کنندگان فقط بر او توکل می‌نمایند.

وَبِهِ یَعْتَصِمُ الْمُعْتَصِمُونَ، وَیَثِقُ الْوَاثِقُونَ،

پناه‌جویان فقط به او چنگ می‌زنند، و اعتمادکنندگان به او اعتماد دارند،

وَیَلْتَجِئُ الْمُلْتَجِؤُنَ وَهُوَ حَسْبُهُمْ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ.

و آنان که پناه می‌طلبند به سوی او پناه می‌آورند و او برایشان کافی است، و چه نیکو کارگزاری است.

اِحْتَـرَزْتُ بِاللّٰهِ، وَاحْتَـرَسْتُ بِاللّٰهِ،

خود را در حفظ و نگهبانی خداوند قرار دادم،

 وَلَجَأْتُ إِلَی اللّٰهِ، وَاسْتَجَرْتُ بِاللّٰهِ،

به خداوند پناه آوردم و از او پناه خواستم.

 وَاسْتَعَنْتُ بِاللّٰهِ، وَامْتَنَعْتُ بِاللّٰهِ،

از خدا یاری خواستم و به [قدرت] خدا خود را (از هر گزندی) مصون و محفوظ داشتم.

وَاعْتَزَزْتُ بِاللّٰهِ، وَقَهَرْتُ بِاللّٰهِ،

و با خدا عزت یافتم، و با نیروی الهی غلبه یافتم

وَغَلَبْتُ بِاللّٰهِ، وَاعْتَمَدْتُ عَلَی اللّٰهِ،

و با یاری خدا پیروز گشتم و بر خدا تکیه کردم،

وَاسْتَتَـرْتُ بِاللّٰهِ، وَحُفِظْتُ بِاللّٰهِ،

و در پناه خداوند خود را پوشاندم؛ به نگهبانی خدا محفوظ ماندم،

وَاسْتَحْفَظْتُ بِاللّٰهِ خَیْرِ الْحَافِظِینَ، وَتَکَهَّفْتُ بِاللّٰهِ،

و از خدا ـ که بهترین نگهبانان است ـ خواستم مرا در پناه خویش حفظ کند، و در پناهگاه امن خدا جای گرفتم.

 وَحُطْتُ نَفْسِی وَأَهْلِی وَمَالِی وَإِخْوَانِی وَکُلَّ مَنْ یَعْنِینِی أَمْرُہُ بِاللّٰهِ الْحَافِظِ اللَّطِیفِ،

و خود و خانواده‌ام و دارایی‌ام و برادرانم و هر کس که امور او برای من اهمیت دارد را به خدای نگهبان و مهربان سپردم.

وَاکْتَلَأْتُ بِاللّٰهِ، وَصَحِبْتُ خَیْرَ الصَّاحِبِینَ وَحَافِظَ الْأَصْحَابِ الْحَافِظِینَ،

و از خداوند طلب حفاظت کردم و با بهترین همراهان و نگهدارندۀ یارانِ نگهبان، هم‌نشین گشتم.

وَفَوَّضْتُ أَمْرِی إِلَی اللّٰهِ الَّذِی لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ وَهُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ،

کار خویش را به خدا سپردم؛ همان خدایی که هیچ چیز همانند او نیست و او شنوا و بیناست.

 وَاعْتَصَمْتُ بِاللّٰهِ الَّذِی مَنِ اعْتَصَمَ بِهِ نَجَا مِنْ کُلِّ خَوْفٍ،

به خداوندی پناه جستم که هر کس به او پناه برد، از هر بیم و هراسی رهایی می‌یابد.

 وَتَوَکَّلْتُ عَلَی اللّٰهِ الْعَزِیزِ الْجَبَّارِ وَ حَسْبِیَ اللّٰهُ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ،

بر خدای شکست‌ناپذیر مقتدر توکل کردم؛ و خدا مرا بس است و چه نیکو وکیلی است.

وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللّٰهِ فَهُوَ حَسْبُهُ،

و هر کس بر خدا توکل کند، خدا برای او کافی است.

مَا شَاءَ اللّٰهُ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللّٰهِ

آنچه خدا بخواهد همان می‌شود؛ هر نیرو و توانی تنها از خداست.

لَا إِلَهَ إِلَّا اللّٰهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّٰهِ صَلَّی اللّٰهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ وَسَلَّمَ تَسْلِیماً عَلَیْهِمْ أَجْمَعِینَ.

هیچ محبوبی جز خدا وجود ندارد، و محمد فرستادهٔ خداست؛ درود خدا بر او و بر خاندان پاک و پاکیزه‌اش، و سلام و درود کامل بر همۀ آنان باد.

﴿اَللّٰهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ

خداست که محبوبی جز او نیست؛ زندۀ جاودان و همۀ هستی قائم به اوست.

 لَا تَأْخُذُہُ سِنَهٌ وَلَا نَوْمٌ

هیچ چُرت و خوابی او را فرا نمی‌گیرد.

 لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ

هر آنچه در آسمان‌ها و در زمین است فقط از آنِ اوست.

 مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَہُ إِلَّا بِإِذْنِهِ

کیست که نزد او جز به اجازهٔ او شفاعت کند؟

یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ

آنچه را پیش روی آنان است(آینده) و آنچه را پشت سر آنان است(گذشته) را می‌داند،

وَلَا یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِـمَا شَاءَ

و آنان به چیزی از دانش او احاطه نمی‌یابند مگر به آن اندازه که خود بخواهد.

وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ

قلمرو فرمانروایی او آسمان‌ها و زمین را دربر گرفته است،

وَلَا یَؤُدُہُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ﴾.

و نگهداری آن دو بر او دشوار و سنگین نیست؛ که او همان بلندمرتبۀ بزرگ است.

﴿وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ کَثِیراً مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ

و مسلماً بسیارى از جنّیان و آدمیان را براى دوزخ آفریده‏ایم‏

 لَهُمْ قُلُوبٌ لَا یَفْقَهُونَ بِهَا

زیرا دل‏هایی دارند که (حقایق را) با آن نمى‏فهمند،

وَلَهُمْ أَعْیُنٌ لَا یُبْصِـرُونَ بِهَا

و چشم‏هایی دارند که بدان (به عبرت) نمى‏نگرند

وَلَهُمْ آذَانٌ لَا یَسْمَعُونَ بِهَا

و گوش‏هایی دارند که با آن (معارف حقّه را) نمى‏شنوند.

 أُولَئِکَ کَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ﴾،

آنها مانند چهارپایانند بلکه گمراه‏ترند و آنها همان غافلانند.

﴿سَوَاءٌ عَلَیْکُمْ أَدَعَوْتُـمُوهُمْ أَمْ أَنْتُمْ صَامِتُونَ

بر شما یکسان است که آنها را فرا خوانید یا خاموش بمانید (زیرا نتیجه‏اى از آنها نمى‏گیرید).

 إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ عِبَادٌ أَمْثَالُکُمْ

مسلّما کسانى که به جاى خدا مى‏خوانید، بندگانى مانند شما هستند

فَادْعُوهُمْ فَلْیَسْتَجِیبُوا لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ

پس اگر راست می‌گویید آنها را بخوانید تا شما را اجابت کنند.

 أَلَهُمْ أَرْجُلٌ یَـمْشُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ أَیْدٍ یَبْطِشُونَ بِهَا

آیا آنها پاهایى دارند که با آن راه روند، یا دست‏هایى دارند که از آستین قدرت بیرون آرند

 أَمْ لَهُمْ أَعْیُنٌ یُبْصِـرُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ آذَانٌ یَسْمَعُونَ بِهَا

یا چشم‏هایى دارند که با آن ببینند یا گوش‏هایى دارند که با آن بشنوند؟!

 قُلِ ادْعُوا شُـرَکَاءَکُمْ ثُمَّ کِیدُونِ فَلَا تُنْظِرُونِ

بگو: شریکانى را که براى خدا قرار داده‏اید بخوانید سپس بر ضد من هر نقشه و نیرنگی که دارید به کار برید و مهلتم مدهید.

 إِنَّ وَلِیِّیَ اللّٰهُ الَّذِی نَزَّلَ الْکِتَابَ وَهُوَ یَتَوَلَّی الصَّالِحِینَ﴾،

یقیناً سرپرست و یار من خدایى است که قرآن را نازل کرده و او همواره شایستگان را سرپرستى و یارى مى‏کند.

 ﴿وَإِنْ تَدْعُوهُمْ إِلَی الْهُدَى لَا یَسْمَعُوا وَتَرَاهُمْ یَنْظُرُونَ إِلَیْکَ وَهُمْ لَا یُبْصِـرُونَ﴾

و اگر آنها را به [راه] هدایت فرا خوانید نـمى‌‏شنوند و آنها را مى‌‏بینى که به سوى تو مى‌‏نگرند در حالى که نـمى‌بینند.

﴿أُولَئِکَ الَّذِینَ طَبَعَ اللّٰهُ عَلَی قُلُوبِهِمْ وَسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ وَأُولَئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ﴾

اینان کسانى هستند که خدا بر دل و گوش و چشمشان مُهر [شقاوت‏] زده، و اینان بى‏خبران واقعى‏اند.

 ﴿إِنَّا جَعَلْنَا عَلَی قُلُوبِهِمْ أَکِنَّهً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَفِی آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِنْ تَدْعُهُمْ إِلَی الْهُدَى فَلَنْ یَهْتَدُوا إِذًا أَبَدًا﴾

ما قطعاً بر دل‏هاى آنان حجاب‌هایی قرار داده‏ایم تا قرآن را نفهمند، و در گوش‏هایشان سنگینى نهادیم [تا آن را نشنوند]؛ و اگر آنان را به راه هدایت فراخوانى، هرگز و هیچ‏گاه هدایت نیابند.

 ﴿فَأَوْجَسَ فِی نَفْسِهِ خِیفَهً مُوسَی

پس موسى در دلش ترسى احساس کرد.

 قُلْنَا لَا تَخَفْ إِنَّکَ أَنْتَ الْأَعْلَی

گفتیم: مترس که بى‏تردید تو برترى‏

 وَأَلْقِ مَا فِی یَـمِینِکَ تَلْقَفْ مَا صَنَعُوا

آنچه را در دست راست دارى بیفکن تا همه ساخته‏هایشان را ببلعد؛

إِنَّـمَا صَنَعُوا کَیْدُ سَاحِرٍ وَلَا یُفْلِحُ السَّاحِرُ حَیْثُ أَتَیٰ﴾.

یقیناً آنچه را ساخته‏اند، فقط نیرنگ جادوگر است، و جادوگر هر جا درآید، پیروز نمى‏شود.

﴿أَفَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَتَکُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ یَسْمَعُونَ بِهَا

آیا در زمین گردش نکرده‏اند تا صاحب دل‏هایى شوند که با آن بیندیشند یا گوش‏هایى که با آن بشنوند؟

فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَکِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ﴾،

حقیقت این است که دیده‏ها کور نیست بلکه دل‏هایى که در سینه‏هاست، کور است!

﴿بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

به نام خدا که صاحب رحمت همگانی ‏و مهربانى‏ ویژه و همیشگى است.

طٓسم * تِلْکَ آیَاتُ الْکِتَابِ الْمُبِینِ

طسم، این است آیات [با عظمت این‏] کتاب روشنگر.

 لَعَلَّکَ بَاخِعٌ نَفْسَکَ أَلَّا یَکُونُوا مُؤْمِنِینَ

شاید تو براى اینکه آنان ایمان نمى‏آورند، خود را از شدت اندوه هلاک کنى!

 إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّمَاءِ آیَهً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِینَ﴾

اگر بخواهیم، معجزه‏اى بزرگ از آسمان بر آنان نازل مى‏کنیم که فروتنانه و بى‏اختیار در برابرش گردن نهند.

﴿قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُکَ بِشَیْءٍ مُبِینٍ

[موسى‏] گفت: آیا اگر [بر صدق نبوتم‏] معجزه آشکارى برایت آورده باشم [باز هم مرا به زندان مى‏افکنى؟]

قَالَ فَأْتِ بِهِ إِنْ کُنْتَ مِنَ الصَّادِقِینَ

[فرعون] گفت: اگر راستگویى آن را بیاور!

 فَأَلْقَى عَصَاهُ فَإِذَا هِیَ ثُعْبَانٌ مُبِینٌ

پس موسى عصایش را انداخت، و به ناگاه اژدهایى آشکار شد.

 وَنَزَعَ یَدَہُ فَإِذَا هِیَ بَیْضَاءُ لِلنَّاظِرِینَ﴾،

و دستش را از گریبانش بیرون کشید و ناگهان براى بینندگان سپید و درخشان گشت‏.

﴿قَالَ کَلَّا إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهْدِینِ﴾،

موسى گفت: این چنین نیست، بى‏تردید پروردگارم با من است، و به زودى مرا هدایت خواهد کرد.

 ﴿یَا مُوسَی لَا تَخَفْ إِنِّی لَا یَخَافُ لَدَیَّ الْمُرْسَلُونَ﴾،

اى موسى! نترس که پیامبران، نزد من نمى‏ترسند.

﴿لَا إِلَهَ إلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ﴾،

محبوبى جز او نیست که پروردگار عرش بزرگ است‏.

 ﴿ یَا مُوسَی أَقْبِلْ وَلَا تَخَفْ إِنَّکَ مِنَ الْآمِنِینَ﴾،

اى موسى! پیش آى و مترس، که بى‏تردید تو در امانى‏.

﴿قَالَ سَنَشُدُّ عَضُدَکَ بِأَخِیکَ وَنَجْعَلُ لَکُمَا سُلْطَانًا فَلَا یَصِلُونَ إِلَیْکُمَا بِآیَاتِنَا أَنْتُمَا وَمَنِ اتَّبَعَکُمَا الْغَالِبُونَ﴾،

[خدا] گفت: به زودى قدرت و نیرویت را به وسیلۀ برادرت افزون کنم، و براى هر دوى شما تسلطى قرار مى‏دهم که آنان به شما دست نیابند، شما و آنان که از شما پیروى کنند، پیروزید.

﴿وَلَقَدْ مَنَنَّا عَلَی مُوسَی وَهَارُونَ وَنَجَّیْنَاهُمَا وَقَوْمَهُمَا مِنَ الْکَرْبِ الْعَظِیمِ وَنَصَـرْنَاهُمْ فَکَانُوا هُمُ الْغَالِـبِینَ﴾.

و ما به موسى و هارون قطعاً نعمت دادیم، و آن دو نفر و قومشان را از اندوه بزرگ نجات بخشیدیم‏ و آنان را یارى دادیم در نتیجه پیروز شدند

﴿وَأَلْقَیْتُ عَلَیْکَ مَحَبَّهً مِنِّی وَلِتُصْنَعَ عَلَی عَیْنِی

و محبوبیّتى از سوى خود بر تو انداختیم تا با مراقبت کامل من پرورش یابى [و ساخته شوى.]

 إِذْ تَـمْشِی أُخْتُکَ فَتَقُولُ هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلَی مَنْ یَکْفُلُهُ

آن گاه که خواهرت به سوى کاخ فرعون رفت، و گفت: آیا شما را به کسى که از این نوزاد سرپرستى کند، راهنمایى کنم؟

فَرَجَعْنَاکَ إِلَی أُمِّکَ کَیْ تَقَرَّ عَیْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ

پس تو را به مادرت برگرداندیم تا خوشحال و شاد شود و غم و غصه نخورد،

وَقَتَلْتَ نَفْسًا فَنَجَّیْنَاکَ مِنَ الْغَمِّ وَفَتَنَّاکَ فُتُونًا﴾،

و تو کسى [از فرعونیان‏] را کُشتى و ما تو را از اندوه [و نگرانى بر ارتکاب قتل آن مشرک‏] نجات دادیم، و چنان که باید امتحانت نمودیم،

﴿وَحَرَّمْنَا عَلَیْهِ الْمَرَاضِعَ مِنْ قَبْلُ فَقَالَتْ هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلَی أَهْلِ بَیْتٍ یَکْفُلُونَهُ لَکُمْ وَهُمْ لَهُ نَاصِحُونَ

و ما پیش از آن [خوردن شیر] همه زنان شیردهنده را بر او حرام کردیم پس [خواهرش پیش آمد و] گفت: آیا مى‏خواهید شما را به خانواده‏اى راهنمایى کنم که سرپرستى او را براى شما به عهده گیرند و خیرخواه او باشند؟

فَرَدَدْنَاهُ إِلَی أُمِّهِ کَیْ تَقَرَّ عَیْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ وَلِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ اللّٰهِ حَقٌّ وَلَکِنَّ أَکْثَـرَهُمْ لَا یَعْلَمُونَ﴾،

پس او را به مادرش برگرداندیم تا خوشحال و شادمان شود و اندوه نخورد و بداند که حتماً وعدۀ خدا حق است، ولى بیشتر مردم [که محروم از بصیرت‏اند این حقایق را] نمى‏دانند.

﴿وَقَالَ الْمَلِکُ ائْتُونِی بِهِ أَسْتَخْلِصْهُ لِنَفْسِی فَلَمَّا کَلَّمَهُ قَالَ إِنَّکَ الْیَوْمَ لَدَیْنَا مَکِینٌ أَمِینٌ﴾،

و پادشاه گفت: یوسف را نزد من آورید تا او را براى کارهاى خود برگزینم. پس هنگامى که با یوسف سخن گفت به او اعلام کرد: تو امروز نزد ما داراى منزلت ومقامى و [در همه امور] امین هستی‏.

﴿إِنِّی تَوَکَّلْتُ عَلَی اللّٰهِ رَبِّی وَرَبِّکُمْ مَا مِنْ دَابَّهٍ إلَّا هُوَ آخِذٌ بِنَاصِیَتِهَا إِنَّ رَبِّی عَلَی صِـرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ﴾.

یقیناً من بر خدا که پروردگار من و پروردگار شماست توکل کردم؛ هیچ جنبنده‏اى نیست مگر اینکه او مهارش را به دست گرفته است، مسلماً پروردگارم بر راه راست است‏.

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد