یک لحظه تو خیمهگاه
حاج محمود کریمیپسندیدن26
بازدید5.1K
یکلحظه تو خیمهگاه یکلحظه تو قتلِگاه لب تنشنه کشتنت پیشِ چشام از گریه زخمه صدام بارونه اشکِ چشام دشمنم گریه میکرد با گریههام زینتِ دوشِ نبی تو مقتل تشنه لبی زیرِ دست و پا به فکر زینبی دیدم در تاب و تبی دیدی با بیادبی منو میزدن یه عدّه اَجنَبی غرق خونه تنِ تو مُردم با کشتنِ تو حقّ مادری دارم گردن تو رفتی با رفتن تو غارت شد گُلشنِ تو چادرم فدای پیراهن تو رفتی ریختن سرِ من غارت شد زیورِ من رفتی زخم پَرِ من میسوزه پیکر من مثل انگشترت انگشتر من آتیش دورِ غافلهاست دورِ خیمه هِلهِلهاست جلودار کاروانت حرمله است دستام بین سِلسِلهاست پای من پُر آبلهاست چقدر بین من و تو فاصلهاست دیدم دست و پا تو زدی مادر رو صدا زدی سرِتو به خاکِ قتلگاه زدی دیدم بیهوا زدن خیلی نارَوا زدن پیرمردا تو رو با عصا زدن تو مقتل قیامته غوغا وقتِ غارته خولی از تَنِت پِیِ غنیمته