
یک عمر دلیل بیقراریست خونی که ز سینهی تو جاریست کاری ز طبیب برنیاید از بس که جراحت تو کاریست غارتشدهی سپاه دردم برنامهی بعد تا قیامت گریه، زاریست * * * * همواره فراق یار سخت است بعد از تو علی سیاهبخت است دیدم که میان آن هیاهو بند است حیات من به یک مو * * * * زلف است به رخسار تو؟ یا ماه گرفته؟ یا اهرمنی بر مَلَکی راه گرفته؟ افسوس که خیاط ازل پیراهن عمر بر قامت رعنای تو کوتاه گرفته