یک شب نشستم بارگاهت را کشیدم
مجتبی رمضانیپسندیدن17
بازدید7.9K
یک شب نشستم بارگاهَت را کشیدم طعمی دوباره از نمکهایت چشیدم یادش بخیر آن روزها که بچه بودم در صحنِ ایوانِ طلایت میدویدم **** یه ارتباطِ خوبیه بینِ طوس و کربوبلا تا دلتنگِ حسین میشم میرم پیشِ امام رضا دلمو گره زدم به پنحرهت، میخوام بیام دوست دارم تا من میام این گرههارو وا کنی قربونِ کبوترایِ حرمت امام رضا قربونِ اینهمه لطف و کرمت امام رضا شنیدم سجیتَکم الکرم امام رضا شمارو رها کنم کجا برم امام رضا؟ **** آرزو شده مشهد هم لک زده دلامون اما یکی نیست که مارو یه حرم ببره هی به هم میگیم این روزا خدارو چه دیدی شاید یه نگاهی کنه مارو هم بخره چشماتو ببیند خیال کن نشستی کُنجِ گوهرشاد نگات به گنبدش افتاد، چه حسِ شیرینی خیال کن، خراب بودی شدی آباد کنارِ پنجره فولاد شفاتو میگیری