یک شب به بیابان نجف خوابیدم
محمدرضا میرزاخانیپسندیدن10
بازدید12.3K
یک شب به بیابان نجف خوابیدم وَز هاتف غیب این صدا بشنیدم ای زائرِ دلخستهی سلطان نجف صد سال گناهان تو را بخشیدم حَی لا یموت، شاه ملکوت منبر خدا، شأن جبروت صاحبِ علَم، مرد با جنم یا ابوتراب، شاه با صنم یا حیدر یا حیدر... ***** ساقی برسان باده به کف میخواهم عاشق شدهام و شور و شَعف میخواهم من مُشتعل عشق علیام چه کنم؟ من مستم و انگور نجف میخواهم الله الله، حَسبُنا الله سر در عرش، زده الله أشهدُ أنَّ علیاً ولیالله پادشاه ازلی بود چارمین نه، اوّلی بود اسم مستعار الله، علی بود