یکی بیاد تو کوچهها به مادرم کمک کنه
سید امیر حسینیپسندیدن15
بازدید6.8K
یکی بیاد تو کوچهها، به مادرم کمک کنه اشک حسین و پاک کنه، زینبو دلداری بده از کودکی زیاد ز کوچه نمیگذشت از کوچه خاطرات خوشی، در سرش نداشت گیسوی او، به خاطر یک غم سپید شد این که، قدی بلندتر از مادرش نداشت در پیچ کوچه بود، که ولگرد لعنتی با سنگ زد، به آینه بی درد لعنتی دیدم به جنگ مادر رنجورم آمده فریاد میزدم، برو نامرد لعنتی خونت حلالِ، خشم حسن میشود برو خونم به جوش آمده، خونسرد لعنتی دیوارهای سنگینه آن کوچه شاهدند با مادرم چه کرد، کمربند لعنتی