رسیده نوبت زینب
حسین محمدیپسندیدن2
بازدید2.2K
رسیده نوبت زینب با چشمای پراشک و الماس آورده با یک قلب حساس دو تا یاس تو رگاشون میجوشه خون حیدر حسین جان قابل ندارن بچهها به خواهر حسین جان از من قبول میکنی این گلها رو برادر نذار قسم بدم تو رو به پهلوی مادر حالا که بیحبیبی باید فدات شن بچههام تا نبینن غریبی دارو ندار زینب بیکس نبینمت الهی کسوکار زینب غریب حسین، غریب حسین ... اگه راهی بشن میدون نمیام از حرم بیرون بالا پیکرشون رسیدی بمیرم نبینم خجالت کشیدی رفتن تو میدون که نگن حسین یار نداره کی میگه این لشکر دیگه علمدار نداره وقتی میرفتن ندیدی چشای ترم رو خوب شد که رفتن و اسیر ندیدن حرم رو فدات بشم عزیزم من اومدم زندگیم رو به پای تو بریزم من غمت رو خریدم حالا شبیه مادرم من مادر شهیدم غریب حسین، غریب حسین ...