یوما یوما ...
سید علی مومنیپسندیدن19
بازدید1000+
رد پای کیه روی چادر مادرم آخرش مادرمو از این معرکه میبرم توی دستاشون هر چی که بودش جلو اومدن وای هی زدن هی زدن هی زدن هی زدن هی زدن یوما یوما یوما یوما یوما یوما توی کوچه نگاه کن چه برو بیایی شده بابامو میبرن و چه سر و صدایی شده مادر من که همیشه دعاگوی مردمه پس چرا حالا گرفتار آتیش و هیزمه یوما یوما یوما یوما یوما یوما وای از آن روز این آتش سرآغاز بود به کربلا ختم شد و همانهایی که از حیدر بریدند حسین بن علی را سر بریدند توی گودال حسینم داره خیلی پا میخوره وای تشنه بوده حالا از خون نیزهها میخوره معجرمو گرفتی بده کهنه پیرهنو من چه جوری بپوشونم آخه دیگه این تنو وای چه درهم چه درهم چه درهم چه درهم شده وای دردسر شد که سرش روی نیزه علم شده کربلا کربلا کربلا کربلا کربلا