یه گوشهی خرابه آروم خوابیدی
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن35
بازدید5.7K
یه گوشهی خرابه آروم خوابیدی دیدی سر باباتو آخر بوسیدی همه نشستیم دور مزارت روضه گرفتیم باهم کنارت دیگه تموم شد، غم اسارت خوشابهحالت، میخوابی راحت دیگه کسی با سیلی بیدارت نمیکنه دیگه کسی راهیِ بازارت نمیکنه دیگه نمیبینی پاهای پُر آبله رو دیگه نمیبینی شمر و زجر و حرمله رو آه، رقیه جانم، رقیه جانم، رقیه جانم... **** امانت حسینم زیر خاکایی کاش بودی و میخوندم واست لالایی صدای گریهت، تو گوشمونه زجرت میدادن، با تازیونه درد کشیدی، اینهمه روزه هِی گفتی عمّه، پاهام میسوزه دیگه نمیخواد زخمای پاتو نگاه کنی دیگه نمیخواد هر شب باباتو صدا کنی دیگه کسی دستش به روی تو نمیرسه شعلههای آتیش به موی تو نمیرسه آه، رقیه جانم، رقیه جانم، رقیه جانم... **** همش جلوی چشمام بابام حیدر بود روضهی تو عزیزم عین مادر بود دوباره دیدم، غسل شبونه تن نحیفت، یادم میمونه چقد شبیه فاطمه بودی دست و پاهات شد، پُر از کبودی دیگه پیش زهرایی درداتو بگو بهش دیگه توی آغوشش یک نفسِ راحت بکِش دیدم ملائک واسه دفن تو، میومدن فاطمه میبوسه هر جاتو که کتک زدن آه، رقیه جانم، رقیه جانم، رقیه جانم...