یه پیراهن خونی
حاج مهدی سلحشورپسندیدن29
بازدید7.2K
یه پیراهن خونی دوباره علم میشه تا روضه به پا میشه همه جا حرم میشه میپیچه توی عالم نسیم عزای تو تا که میخونه روضه فاطمه برای تو أباعبدالله لب تشنه چرا تو قتلگاهی؟ أباعبدالله بی لشکر و بی یار و سپاهی أباعبدالله أباعبدالله أعوذ باالله مِنَ الکَربِ وَ البَلاء... این بغض گلوگیرو اشکی که تو چشمامه بخاطر آقامه بخاطر آقامه من نامه نوشتم که کوفیا وفا دارند بیا پسر زهرا منتظر دیدارند نیا آقاجون مردم سرشون شلوغه برگرد نیا آقاجون این شهر پر از دروغه برگرد نیا آقا جون، نیا آقا جون أعوذ باالله من الکربِ و البَلاء...