یه نفس راحت
مهدی رعناییپسندیدن27
بازدید4K
یه نفس راحت کشیدم اون ساعت که نگام از دور به حرم افتاد رسیده بودیم زود اینقده شیرین بود مجنون یادم رفت و شدم فرهاد هر چی شینده بودم با این دوتا چشمم دیدم این دفعه جای عکسش خودِ ضریحو بوسیدم غوغا بود درست شبیه یه رویا بود دستم زیارت عاشورا بود آره اونجا کرب و بلا بود ثارالله آقام آقام آقام... دلم آروم میزد گلدسته و گنبد هیچ وقت ندیده بودم عِینش رو نِمیره از یادم از دست نمیدادم غروب بین الحرمینش رو پاهام روی زمین بود ولی حس پرواز داشتم گوشه به گوشهی صحن یادگاری بوسه کاشتم زیبا بود بهشتِ خدا تو دنیا بود کوزه به وسعتِ دریا بود آره اونجا کرب و بلا بود ثارَالله آقام آقام آقام... از خود شدم بیخود، گریم گرفت و شد بارون رحمت خدا نازل اشکامو پاک کردم همونجا خاک کردم دلمو تو صحن ابوفاضل از باغ سبزِ عمرم، گل خاطره میچیدم داشتم توی بیداری، چه خواب خوشی میدیدم پیدا بود صاحبعَلم خیلی آقا بود واسه تموم عالَم جا بود آره اونجا کرب و بلا بود ثارالله آقام آقام آقام...