یه عاشق، داره میره به میدون
حاج حسن خلجپسندیدن4
بازدید1.4K
یه عاشق، داره میره به میدون با غربت فراوون، برای دادن جون یه عاشق، تو خیمه ها هراسون پریشونِ پریشون، داره می باره بارون یه لیلا، كه افتادن تو صحرا تموم یاراش اما مونده هنوز سر پا یه مجنون، دیگه نداره سامون نگاش به سمت میدون، چشم انتظار لیلا حسین هست و غم زینب، حسینِ ماتم زینب با گریه خواهرش میگه، نرو ای مَحرم زینب حسین جان (غریب مادر من) برادر، یه پادشاه بی یار بی اكبر و بی علمدار، میون بی مرامی یه خواهر، غریب و زار و مضطر می مونه با یه مشت زن، بین یه مشت حرامی برادر، میون خیل دشمن تو، صحرا تكیه داده، به نیزه ی غریبی یه خواهر، تو خیمه ها گرفته أمن یجیب برایِ، ساعات بی شكیبی عزائی دیدنی داری، غم مرد افكنی داری برای غارت دشمن، كهنه پیراهنی داری حسین جان (غریب مادر من)