یه شهر و یه دنیا ماتم حسن
حسین سیب سرخیپسندیدن50
بازدید5.7K
یه شهر و یه دنیا ماتَم، حسن کیه این غَریبِ عالَم؟ حسن سامرا باز عَزا گرفته بوی کربوبلا گرفته چشمهای مهدی خون میباره شالِ عَزا رو شونه داره غریبی موج میزنه تو نگاش خدایا داره میلرزه صداش میخوره کاسهی آب به لبهاش (غریبِ سامرا یَابنَالزهرا) ۵ عجب دردِ بیدرمونی، حسن تو خونش شده زندونی، حسن دیگه نَفَس براش نمونده روضهی مادرش رو خونده همینه که شبیهِ مادر تو جوونی شهید شد آخر، حسن داره میسوزه خدا جگرش جون میکَنه جلوی پسرش چشم به راهه که بیاد مادرش (غریبِ سامرا یَابنَالزهرا) ۶ به یادِ حسین و مَقتَل، حسین مثلِ زینب از روی تَلّ، حسین او میدوید و میدویدم او میکشید و میکشیدم او مینشست و مینشستم او میبرید و میبریدم، حسین خنجری که روی حَنجرشه قاتلی که روی پیکرشه صدای نالهی مادرشه (غریبِ کربلا یَابنَالزهرا) ۸