یه آقایی ته گودال
مسعود پیرایشپسندیدن3
بازدید1.7K
یه آقایی تَهِ گودال افتاده تشنه و بیحال با پا تنش را برگردوند همه جسمش شده پامال وای، وای، وای، واویلا... آبش نمیدن، همه دویدن به سمت تنو، همه زدنو لب و دهنو، به خون کشیدن با نیزه با تیر، با سنگ و شمشیر آه جسمش شد درگیر وای، وای، وای، واویلا... اگه مردای مِیدونید معنیِ مردو میدونید وایسید هنوز نفس دارم حرمم رو نسوزونید وای، وای، وای، واویلا... جلو چشم من گُلم رو نزن نذار ببینم که اهل حرم تو این بیابون آواره میشن آه بنت العصمت آه اُختالغیرت آه میره اسارت وای، وای، وای، واویلا...